خانه / اخبار / جاده های کردستان، سنگ محکی برای شناخت میزان صبر زنان خانه دار

جاده های کردستان، سنگ محکی برای شناخت میزان صبر زنان خانه دار

 

آسفالت جاده های کردستان آمیخته ایست از بلورهای خون، گوشت و باروت و به عنوان سنگ محکی برای شناخت میزان صبر زنان خانه دار است.

به گزارش زریوار خبر، باروت های آمیخته به دانه های سیاه آسفالت آماده است تا با شنیدن کوچکترین صدای شریهه اسب جلادان آهنین، نان آورای را خون آلود، ندای زنی را گریان، کودکی را یتیم، فرزندانی را بی سرپرست و خانواده ای را از هم بپاشاند.
 چادرهای مشکی آماده اند تا با کوچکترین انفجاری که از سوی ریزگردهای باروت خیابان های شهرم صورت می گیرد خانه ای را ویران و خانواده ای را داغدار مرگ عزیز یا عزیزانی کند که یا نان اور خانه اند یا چشم و چراغ خانواده؛ بانوان شهرم سیه پوش اند تا همگان بدانند روپوش سیه شکل جاده های استان کردستان باروتی است آمیخته به اندکی آسفالت.
سال های سال است این باروت ها جان ومال و خون خانواده های استانم را به تاراج می برد، جان های نان اوران شهرهای استانم را با خون و خاک میغلتانند!! افکار نخبگان ، زبان مردان، پاها و دستان ورزشکاران استان و شهرهایش  را تکه های آمیخته به خون می کنند و می گویند قضا و قدر است دیگر!!!
 کام مرگ؛ طعمی است که تمامی خانواده های دیارم آن را چشیده اند و می دانند مزه اش چیست! در آن هنگام که نان اوران خانه بر روی جاده های کردستان پا می گذارند دیگر فاتحه انها خوانده است یا نیمه بر می گردند و یا هرگز دیده نخواهند شد.
انگار مسئولان به جای روکش کردن جاده ها با آسفالت آنها را با باروت ساخته و می خواهند با خون مردم هر روز آن را بشویند، مسئولان روح های سرگردان مرده هایی را که زمانی مسافرین خیابان های این دیار بوده اند را با بنزین جلا می دهند تا که شاید در راه پس از تصادف سوخته شود تا دیگر مراسم کفن و دفنش راحت تر انجام دهند.
پاهای نان آوران خانه و خانواده های شهرم رمقی برای حرکت ندارند چراکه می دانند سفرشان بدون شک بی برگشت خواهد بود مگر خدا به آنها رحم کند و مرگشان را بر روی این باروت ها رقم نزند، انگار سرنوشت این سرپرستان خانه که به دلایلی مجبور به حرکت بر روی این جاده ها هستند را باید با خون از نو بنویسند.
 باید برای یافت کار از استانی بدون امکانات به شهرستان های اطراف سفر کند، آن نان اوری که تمام لحظات روی جاده ها را دل در تپش مرگ است!! انگار باید جور کم کاری مسئولان استانم را خون هائی دهند که روحشان هم از وجود هیچ یک از اعتبارات کلی این دیار خبر ندارد!! انگار خدایان آهنین شکل مرگ ساز خون خار عراقی باید همراه و همرکاب با آهن پاره های شهرهای دیارم بازنویسان سرنوشت خانواده هایم باشند!!!
 جاده های استان کردستان قتلگاهی است برای مردان و زنان صبور و بانوان خانه دار!! لبریز می کند و می بلعد بغض های این مردمان را، انگار سرنوشت راه زنان کردستان در دره ها، پیچ و خم جاده های این دیار نوشته می شود.
خسته ام از این همه آتش که بر دامان بانوان شهرم زبانه می زند و با انفجاری مهیب بار دیگر نان آور خانه هایشان را جنازه می کند، بی صبر گشته ام  از آن همه لاشه خفته در خون غلطیده، انگار سوگواران را برای نالیدن آفریدند و آماده اند تا تاوان عمل ناکرده خویش را بر دوش گیرند.
مسئولان کردستان چرا در این روزهای پر غبار و مه آلود شهرم میخواهند مرگ مردان سرپرست خانواده ها را به سنگ محکی برای شناخت میزان صبر بانوان تبدیل نموده و با شعارهای درون تهی سینه پر سوز و گداز آنان را داغی دوباره بخشید؟!
صدای انفجاری مهیب می آید آن هم در زمانی که هنوز هم جنازه های خون آلود آغشته به باروت افتاده در گوشه جاده ها را نشسته اند؛ اینجاست که خواهید فهمید مسئولان یقینا برای شناخت میزان صبر و بردباری زنان این استان جاده های موجود را عمدا با باروت و آن هم پر از پیچ و خم هایی ساخته اند که نتوان از آن به سلامتی عبور کرد.
هیچ جای دنیا را سراغ ندارم که جاده های مشکیش جان افراد زیادی را نگرفته باشد اما تاکنون سراغ ندارم جاده ای را همانند جاده های کردستان که نان آور هزاران خانوداه را جان ستانده باشد، سراغ ندارم شهری در دنیا را که مسئولانش بدانند مردان سرزمینشان در خاک و خون دست و پا می زنند و تنها نظاره گر باشند و به راحتی خود به خواب رفته و در خواب خود با حوری وقت بگزرانند!!!
به زنان سرزمینم بگوئید خانه ها را ویران و جاده ها را آباد نمایند تا شاید روح همسرانشان شاد گردد، به آنان بفهمانید که خیابان های کردستان مامنی برایشان است نه خانه های کوچکی که بدون غذا در آن زندگی می کنند مگر نه اینکه سرپرستان خانه هایشان برای نان بر جاده ها غلطیدند و جنازه گشتند؟
زریوار خبر, [۰۱.۰۴.۱۸ ۱۶:۴۱]
به زنان کردستان بفهمانید که مرگ مردان خانواده هایشان آخر راه نیست! بگوئید که قطع نخاع و فلج شدن معنیش پایان دنیا نیست؛ برای آنان بازگو نمائید مفهوم واقعی زندگی را که پراست از خطرهای این گونه ای تا شاید بدانند که زنان دیگر استان های کشورم چگونه زندگی می کنند آن زنانی که معنی دنیا را هنوز درک نکرده اند چراکه در امن ترین مکان ایران زندگی خود را به سر می برند.
به بانوان شهرم بگوئید دیگر داغدار مردهایشان یا نان آوران خانه هایشان نباشند چراکه افسردگی می گیرند؛ زنان را کمتر از مردان استخدام می کنند آن هم در استانی که کمترین امکانات لازمه را دارد و باید یاد بگیرید که زمینه اشتغال شما در خیابان های خونین است و بس.
 امید و نشاط خانه و خانواده های کردستان امروزه آغشته به خون است؛ خودسوزی، خودکشی، طلاق و افسردگی از نشانه های بارز زنگ خطری است که بارها و برای سال های متوالی است در کردستان نواخته می شود و انگار مسئولان در خواب زمستانی اند که نمی خواهند بشنوند و یا نمی خواهند و نمی توانند پیشگیری کنند!!
اما در این بین به مسئولان استانم به ویژه آنهائی که امروزه شعارهای لعابدار خود را بر روی شبکه های اجتماعی و کاغذهای رنگین پخش می کنند تا شاید بار دیگر بر کرسی بنشینند بگوئیم نمی توان از این گذشت کرد که چرا آمار کشته و مرده های خون آلود شهرم انگار بمب اتمی است که این گونه با مخفی کاری و اهمال کاری آن را محرمانه خوانده و از بازگو نمودن آن اجتناب می کنند اما هرچه که هست باید گفت که خانواده های کردستان داغدار حادثه ای ناخواسته اما قابل بررسی و پیشگیری شده اند.
 در پایان به نمایندگان مجلس استان کردستان بگوئید که دیگر شعارهای خود را در قالب عمرانی و آبادانی نگنجانند به آنان بفهمانید که اگر نان آوران خانواده ها این گونه دریده شوند عمران دیگر به کارشان نیاید پس به فکری برای این بانوان بشتابند.
 یادداشت: محمدرستگار کریمی- کردپرس
انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 5 =

Loading...
Loading...