خانه / آشنایی با اورامانات

آشنایی با اورامانات

§ پیشینه تاریخی اورامانات
§ موقعیت جغرافیایی
§ سابقه تاریخی و اعیاد رسمی
§ طریقه نقشبندیه و مشایخ
§ طریقه قادریه و مشایخ
§ پیر شالیار
§ علماء و اساتید
§ شعرو شاعران
§ موسیقی وموسیقیدانان
پیشینه تاریخی اورامانات
واژه اورامان یا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جایگاه و سرزمین تشكیل شده است. پس اورامان یعنى سرزمین اهورایى و جایگاه اهورا مزدا. «هور» معنى دیگرى هم دارد.
هور در اوستا به معنى خورشید است. هورامان را مى‌توان جایگاه خورشید هم معنى كرد. جنوب شرقى شهر مریوان روستایى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده‌اى به طول هفتاد و پنج كیلومتر آن را به شهر مریوان متصل مى‌كند. اگر با یك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابیانه‌اى‌ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهیم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. این روستا را هزار ماسوله مى‌نامند. زیرا معمارى آن همانند ماسوله است. حیاط هر خانه بام خانه‌اى دیگر است، اما با وسعتى بیشتر.
معمارى اورامانات و سرسبزى این منطقه كوهستانى رویاى پله‌هایى به سمت بهشت را متصور مى‌كند. خانه‌هاى این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزیتى خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مركز (حكومت) ناحیه‌اى اورامان یاد مى‌كرده‌اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معمارى، موقعیت چشمه‌هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آمیزه‌اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى‌توان زیباترین رنگ‌هاى دنیا را در كنار هم دید. لباس مردم اورامانات كردى است. پیش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى‌شده است.
ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند. جولایى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجیم، بره بوشمین، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت‌هاى این منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى‌پوشند. انواع این لباس‌ها با زیورآلات مختلف تزئین شده‌اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ریواس، خوژه، پنیر، شیر، عسل، گردو، انجیر موادغذایى این منطقه را تشكیلمى‌دهند. پلو، «دوغه وا» یا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخینه، دوختن یا آش گزنه، هتیمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون یك آبه، پرشین، شلغم ترش، و كلانه، از غذاهاى اورامانى است.
از تولیدات هنرهاى سنتى مثل گلیم، سجاده، نمد، سبد، گیوه به عنوان سوغات این محل نام برد. اما دلیل دیگرى به غیر از درمان و سیاحت در یك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. میراث فرهنگى و كهن ایران زمین مى‌تواند دلیلى براى كشش مسافران به شهر‌هاى مختلف باشد. هخامنشیان و شكوه شان زبانزد و مایه افتخار ایرانیان است
موقعیت جغرافیایی
منطقه هورامان ناحیه ای كوهستانی كه به لحاظ زبانی و سابقه تاریخی جایگاه ویژه ا ی در جمع ساكنان مناطق كردنشین دارد، دو بخش شمالی شهرستان پاوه (بخش مركزی و بخش نوسود)، بخشی از استان كردستان( شامل مریوان و مناطق اطراف آن)، و مناطقی از كشور عراق را در بر می گیرد. آن بخش ازمنطقه هورامان كه در داخل مرز های كشور ایران قرار دارد. خود به دو بخش هورامان تخت و هورامان لهون قابل تقسیم است. از مقایسه نقشه ی تقسیمات كشوری و موقعیت ویژه منطقه هورامان می توان در یافت كه منطقه هورامان تخت به تمامی، در استان كردستان و منطقه هورامان لهون به تمامی در استان كرمانشاه قراردارد.
سابقه تاریخی و اعیاد رسمی
هورامان سرزمینی باستانی است؛ این سرزمین، دست كم ، از زمان ورود آریایی به ایران، جزو مناطقی بوده كه اقوامی كه در آن سكونت داشته اند. و آنطور كه از شواهد بر میآید، در دوران حكومت های مختلف كه ، از آن زمان به بعد، بر نواحی از ایران حكم رانده اند، همچنان اقوامی(به ویژه اقوام كرد) را در خود جای داده است. چرم نبشته های اورامان(هورامان) كه قدمت شان به حدود قرن اول میلادی می رسد، شاهدی بر قدمت این سرزمین(دست كم تا قرن اول میلادی) هستند. این سرزمین، در حال حاضر، محل سكونت كردهای هورامی زبان ایران و عراق است.با توجه به مسلمان بودن و معتقد بودن هورامی های به آئین اسلام اعیاد رسمی آنان نیز همانند عید های مبارك و مقبول دنیای اسلام میباشد . عید سعید فطر(رمضان) و عید سعید قربان و در كنار این دو عید مهم، ماه مولود پیامبر اكرم در این منطقه محترم و برگزاری مراسم های میلاد رسول اكرم(ص) معمول و مرسوم میباشد. مردم هورامان شافعی مذهب هستند . مردم هورامان كرد و یه گویش هورامی(اورامی) تكلم میكنند. مكنزی: هورامی گویشی از گورانی، و همانگونه خواهیم دید، احتمالا ، باستانی ترین گویش آن ، و گویشی است كه كمتر از گویش های دیگر دچار دگرگونی شده است.
شیخ محمد عثمان سراج الدین:
فرزند شیخ محمد علاء الدین، (متولد ۱۳۱۴ ه ق)،(۱۲۷۵ ه ش) در روستای صفی آباد واقع در ۵ كیلومتری شهر جوانرود،( وفات۱۱ بهمن سال ۱۳۷۵ ه ش) در استانبولِ تركیه، و مدفون در خانقاء و دارالارشاد خویش در استابول
طریقه قادریه و مشایخ
پایه گذار طریقت قادریه ، شیخ عبدالقادر گیلانی، می باشد. ایشان در سال ۴۷۰ه ق و به قول دیگری ۴۷۱ ه ق تولد یافته است. شیخ عبدالقادر در اصول پیرو ابی الحسن اشعری و در فروع تابع امام شافعی(رض) و امام احمد حنبل(رض) است.در نزد صوفیان هند، ترك و عراق صاحب كرامت میباشد.
درپاوه خاندان خالصی كه بزرگ آنها شیخ نصرالدین خالصی بوده است ، روز شنبه ۲۶/۹/۱۳۵۶ هجری شمسی وفات كرد. و اكنون فرزند ایشان حاج شیخ طه خالصی ، به ارشاد مشغول میباشند. ((افراد دیگری هم در منطقه به ترویج قادریه اشتغال دارند از جمله: شیخ حسین هاشمی حسینی، از سادات برزنجه، در ده شاه ولد بخش ازگله حاج شیخ نجم الدین هاشمی در بخش ازگله و شیخ محی الدین هاشمی در دار زنگنه ی ازگله ، دو نفر اخیر هم از سادات برزنجه هستند. در قریه ی نجار نیز ملا شیخ محمد فرزند شیخ قادر از خاندان طالبانی، به ارشاد مشغول است.))
پیر شالیار
در این مراسم كه هرساله و در اواسط بهمن‌ماه در اورمان تخت و در كنار مرقد پیرشالیار برگزار میشود هزاران نفر از مشتاقان و علاقمندان این مراسم برای گرامیداشت پیرشالیار گرد هم جمع می شوند.
پیرشالیار كیست ؟
پیرشالیار فرزند جاماسب یكی از رهبران و مغان آیین زردشت بوده كه در اورامان می‌زیسته است ، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود . ایم مغ كتابی را به نام مارفه‌تو پیرشالیار (‌معرفت پیرشهریار) به لجهه كردی اورامی به نظم در آورده است مشتمل بر امثال و حكم و پند و اندرز با ذكر نكاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاكید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن . نسخه این كتاب اكنون كمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان در حفظ دارند و در مواردی به جای مثل به كار می برند .
برخی از دانشمندان كرد معتقدند كه پیرشالیار در اواخر زندگی دین اسلام را قبول كرده و كوشیده تا مردم این سامان را با این آیین مبین آشنا سازد ،‌اما توفیقی حاصل نكرده است و در اواخر قرن پنجم رو در نقاب خاك كشیده است . اما از روی قراین این پیرشالیار(‌پیراول) در اواخر قرن اول می زیسته و برهمان عقیده و آیین كهن تا واپسین دم باقی مانده است ، زیرا اولا در قرن چهارم و پنجم و حتی سوم دین اسلام در سراسر منطقه اورامان گسترش پیدا كرده ، و همه اهالی این دیار گرویده اسلام شده اند ، ثانیا اسلام آوردن پیرشالیار اول نیز نمی تواند مقرون به صحت باشد وگرنه منظومه خود را با همان مضامین كه حاكی از مجوسیت اوست باقی نمی گذاشت بلكه آن قسمت را كه مربوط به آیین كهن و توصیه در باره حفظ آن و نگهداشت آن است تغییر میداد همچنانكه پیرشالیار دوم كه مسلمان بوده دست به این كار زده است .
علماء و اساتید
ملا خضر رودباری:
او یكی از علمای بزرگ و ادبای برجسته است كه در قریه رودبار اورامان در حدود ۱۱۴۰ هجری تولد یافت . اساتید ایشان: شیخ وسیم كبیر تختی مردوخی، و…. این استاد جلیل در سال ۱۲۰۰ وفات یافته است. خداوند بیامرزش.
ملا عبدالصمد هجیجی:
او در قریه هجیج اورامان در حدود سال ۱۲۶۰ تولد یافت. دو تن از پسران ایشان ملا عارف و ملا عبدالواحد نیز از دانش و معرفت پدر بهره برده و به خدمت همت گماشتند.ملا عبدالصمد در سال ۱۳۲۲هجری فوت نمود.
حاج ماموستا محمد زاهد ضیایی پاوه ای:
حاج ملا زاهد بن حاج ملا صلاح الدین ابن ملا لطف الله ابن حاج عوض از اهالی پاوه از توابع كردستان سنندج و فعلاٌ تابع باختران(كرمانشاه) است. جدش حاج عوض از مریدان شیخ عثمان سراج الدین طویلی است و كرامات و خوارقی مشهور دارد. و پدرش ملا صلاح الدین از مریدان شیخ عمر ضیاءالدین و اهل طاعت و تقوی بوده است. و خود ملا زاهد از مریدان مرحوم شیخ علاء الدین بن ضیاءالدین است. پدرش وقتی فوت كرد، او به حد بلوغ نرسیده بود. و در قصبه پاوه مشغول خواندن درس بود. بعد ها مبادی علوم را طی كرد و در مدارس نقاط مختلف در پی علم به گردش و تحمل زحمات فراوان تن داد و به قریه بیاره آمده مدتی در مدرسه آنجا مقیم بود و درس خواند، سپس به اطراف سلیمانیه نیز رفت و نزد ملا محمد مشهور به رئیس در قریه گه لا له از توابع چوارتا مدت زمانی اقامت و استفاده كرد. و در اواخر تحصیلش به بیاره بازگشت. و قسمتی از كتاب تقریب المرام شرح تهذیب الكلام را در آنجا خواند، و اجازه علم را از محضر مبارك استاد ملا عبدالكریم مدرس گرفت، و به پاوه برگشت و مدرس طلاب گردید و برای مسلمانان موعظه كرد، و خداوند او را در خدماتی كه در راه دین انجام داد موفق فرمود، و همچنین او در اداء فریضه حج توفیق یافت و ایشان در محل مرجع فتوای دینی در پاوه خدمت نمودند، حاج ماموستا روز ۴ اردیبهشت سال ۱۳۷۳ در سن هشتاد و هشت سالگی به وصال جانان شتافت، و پس از نیم قرن خدمت و تبلیغ و تدریس و مدیریت و صیانت ، به سوی آشیان جانان بال گشود و به ملكوت اعلی پیوست و در مزارستان سرده( مرقد عارف نامدارحاجی عوض) به خاك سپرده شد. عاش سعیداً و مات سعیداً
شعرو شاعران
مولوی كُرد(تاوگوزی)
سید عبدالرحیم فرزند ملا سعید نوه ملا یوسف جان فرزند ملا ابوبكر مصنفی چوری كه منتسب به سید محمد زاهد كه معروف به پیر خدر شاهو است می باشد . تخلص شعری وی ( مه عدوومی ) است و در فرهنگ و ادبیات كردی به مولوی مشهور است .مه وله وی (مولوی ) در سال ۱۲۲۱ هجری قمری در روستای سرشانه ( سه رشانه ) در منطقه تاوه گوز كردستان عراق در خانواده ای فرهنگی – دینی چشم به جهان گشود . در كودكی همراه با خانواده به روستای بیژاوه نزدیك شهر حلبچه می رود و در آنجا نزد پدر قرآن می آموزد همزمان كتاب های مقدماتی فارسی و صرف و نحو عربی را نیز آموخته است . پس از آن همچون بسیاری از طلبه های كردستان برای فراگیری علم به شهر پاوه رفته است و پس از فراگیری علوم در شهر پاوه به چور از توابع مریوان رفته و پس از آن به سنه (سنندج ) رفته و در مسجد وزیر به تحصیل علوم زمان پرداخته است سپس به بانه و پس از آن به سلیمانی ( سلیمانیه ) رفته ور در مسجد گه وره ( بزرگ ) آن شهر از خدمت عالم بزرگ شیخ معروف نودی استفاده نموده است سپس به مسجد جامع حلبجه رفته و از وجود شیخ عبدالله خه رپانی استفاده نموده بعد از ان به قه لای جوانرود رفته و پس از آن دوباره به سنه (سنندج ) رفته و در مسجد دار الاحسان مدتی بیشتر از بار اول راگذرانده است . سپس به سلیمانی ( سلیمانیه ) رفته و در خدمت ملا عبدالرحمن نودشه ای كه مفتی سلیمانیه بوده و امام مسجد مه لكه ندی بوده است درس طلبگی را تمام كرده و موفق به اخذ اجازه از محضر ایشان گردیده است .
پس از آن به روستای چروستانه در اطراف حلبچه رفته و در آنجا به تدریس پرداخته است . پس از مدتی هوای تصوف اورا مجذوب كرده و گرفتار ذوق اهل معنا می گردد و بهمین دلیل به شهر ته ویله رفته و صوفی شیخ عثمان سراج الدین كه خلیفه مولانا خالد نقشبندی بزرگ طریقه نقشبندی در كردستان می شود . و مدت زیادی را به عنوان مرید شیخ سراج الدین بسر می برد . پس از چند سال به روستای بیاویله نزدیك حلبجه می رود و پس از مدتی به روستای گونه رفته و چند سال نیز در آنجا می ماند . سپس به شه میران كه در آن زمان تحت اداره شیخ علی عبابیلی بوده است می رود كه شیخ علی احترام بسیار زیادی برای مولوی قایل بوده است اما پس از مدتی عثمانی خاله بدستور محمد پاشای جاف اداره شه میران را از شیخ علی گرفته و بهمین دلیل مولوی راهی روستای سه رشاته كه زادگاه اوست می شود و در همان روستا دیده از جهان فرو می بندد .
مولوی در سالهای حیات خویش با چند حادثه و فاجعه سخت مواجه شده است ( آنگونه كه از شعرهای او برمی آید ) اول سوختن كتابخانه مولوی كه در آن كتابهای بسیار و نوشته ها و حتی دیوان شعر او می سوزد . دوم وفات عنبر خاتون همسر مولوی است كه آنگونه كه پیداست احترام و عشق زیادی به او داشته است . سوم از دست دادن بینایی بمدت هفت سال كه همان باعث وفات و افول ستاره ای بی بدیل در آسمان شعر و ادب اورامان و كردستان می شود . سر انجام مولوی پس از ۷۹ سال عمر سراسر با بركت در سال ۱۳۰۰هجری قمری دیده از جهان فرو بست . از مولوی آثار ارزشمندی بجای مانده است .
دیوان مه وله وی :
الفضیله : كه شامل ۲۰۳۱ شعر عربی است و در سال ۱۲۸۵ هجری قمری آنرا به رشته تحریر در آورده است
العقیده المرضیه : مشتمل بر ۲۴۵۲ شعر كردی كه در سال ۱۳۵۲ هجری قمری از سوی محی الدین صبری النعیمی در مصر بچاپ رسیده است . اولین بیت دیوان اینگونه آغاز می شود
زوبده ی عه قیده و خو لاصه ی كه لام           هه ر له تو بو توس ثه نای تام
الفوائح : كه شامل ۵۲۷ شعر فارسی است كه همراه العقیده در سال ۱۳۵۲ توسط محی الدین صبری النعیمی در مصر بچاپ رسیده است . بجز این موارد كتابی در باره اصول طریقه نقشبندی از ایشان بجای مانده است .

صیدی هورامی
صیدی شاعر یزرگ اورامان در سال ۱۱۹۹ هجری تا سال ۱۲۶۵ هجری میزیسته است. و بیش از ۱۵۰۰ قطعه شعر دارد، بیشتر اشعارش به شیوه اورامی كهناوستائی و فارسی بوده است. و اشعاری نیز به زبان عربی دارد. نامش ملا محمد سلیمان فرزند حاج سید محمد خانقاهی و در قریه خانقاه پاوه متولد گردیده و نزد بیشتر اساتید اورامان و حوالی شهر زورتلمذ و آخرین مراحل تحصیل را از محضر ماموستا جلال خورمالی استفاده و از حضور ایشان مجاز شده. صیدی پس از اتمام تحصیل به شهر اورامان تخت رفته و در آنجا ماندگار و متا هل گردیده و سمت مدرس علوم دینیه و امام جمعه و جماعت شهر اورامان تخت را داشته و ضمناً با كسب باغبانی امرار معاش مینموده است.
میرزا ئه ولقادر پاو ه یی
ایشان عبدالقادر بن محمد بن جعفر اهل پاوه كه در سال (۱۲۴۰ قمری) چشم به دنیا گشود. مجموعه اشعار ایشان(دیوان میرزا ئه و لقادر پاوه یی) با گردآوری هادی سپنجی به چاپ رسیده است. میرزا از مریدان شیخ علی طالبانی بوده است. ایشان در سال( ۱۳۲۵قمری) در كرمانشاه وفات یافته و در قبرستان (قبر آقای كرمانشاه) به خاك سپرده شده است.
موسیقی وموسیقیدانان
موسیقی اورامی ، همچون دیگر جلوه های دیگر فرهنگ و هنر اورامان از تاثیر موسیقی فرهنگ های دیگر بركنار مانده و همچنان اصالت خویش را حفظ نموده است . این موسیقی های فولكلوریك دارای جمله هایی ساده ، با وسعت صوتی محدود به یك دانگ (تترآكورد ) و فرمی ترجیع بندی است كه در اصطلاح موسیقی استروفیك ( چندین بند شعر كه آنرا با یك ملودی واحد و مشخص می خوانند ) نامیده می شود . بیشتر ترانه های اورامی بصورت تبادل دو گروه خواننده یا تبادل خواننده و گروه -همراه با كف زدن – خوانده می شود موارد اجرای ناآگاهانه چند صدایی نیز در این موسیقی دیده می شود بدین گونه كه پیش از پایان یافتن بند اول ، گروه یا خواننده دیگر بند بعدی را از نت دیگری آغاز می كند و در نتیجه چند لحظه ای دو صوت بطور همزمان در فواصل مختلف اجرا می گردد .موسیقی اورامان را می توان بدو گروه چپله و گوشی تقسیم كرد
§ ۱٫ چپله : آهنگ هایی را شامل می شود كه ریتمی مشخص دارند و همراه با كف زدن اجرا می شود
§ ۲٫ گوشی : این نوع ملودی های آواز مانندی را در بر می گیرد كه ریتم منظم ندارند و اغلب به صورت آزاد اجرا می شوند و خوانندگان بهنگام اجرای موسیقی یك یا دو دست خود را روی گوش می گذارند تا تمركز بیشتری بیابند . از جمله های این موسیقی می توان به سیاچمانه ، شیخانه ، مناجات و حالیات اشارهكرد
§ ۳٫ استاد سیاچمانه در دوره معاصر و اخیر استاد عثمان كیمنه ای است كه مشهور عام و خاص مردم اورامان و حتی كردستان است و با صدایی گرم و رسای خود در حفظ و توسعه این موسیقی فولكلور نقشی اساسی ایفا كرده است.

Loading...
Loading...